تبليغاتX
DivoOn@taM R@vaNi...!
ِDivoON@taM R@vaNi
یه خبر خوش...!
 

 

 

 

تعطیل شد...

 

رسما و قطعا!

 

+ نیـ ــ ـاز×××
برو که خوب شناختمت!
 

 

 

:

خوشحالم که بعد از مدتها فهمیدم جای تو توی جوبه!

مث یه تیکه آشغال

مث یه معتاد عوضی!

تنفرانگیزی!

بدبختی!

مردی واسم!

ازت بدم میاد!

از صدات!

از نگاهت!

حتی از دستات!

میدونی دیگه نمیتونم گریه کنم!واسه مراسم ختمت!

باید چندتا گریه کن بیارم!

از ته جوب!

از تو

و امثال تو

و باز خود تو

حالم بهم میخوره!

با شنیدن اسمت حالت تهوع بهم دست میده!

میخوام روی همه ی علاقه م بطور کامل خون بالا بیارم!

لیاقتت امثال خودت!

یه مشت احمق!

که منم قبلا جزوشون بودم!

استعفا میدم!

میخوام از گله ت بیام بیرون!

گرگ عوضی!

یادته بهت میگفتم که حرفای تو بهونه س؟

تقصیر تو نیست میدونم...تقصیر این زمونه س...

:

:

تو روحت...

:

و کلی فحش سانسور شده...

حال نصیحت ندارم

چون نصیحت پذیر نیستم

:

میخوام بگم:

خفه شو!

:

 

 

 

 

+ نیـ ــ ـاز×××
 

 

توپ

:

:

:

:

:

:

توپ

:

من

:

:

هه هه هه!

+ نیـ ــ ـاز×××
 

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!

:

اوه

:

یادم نبود صدامو نمیشنوی

تا وقتی بنده های مث دسته گلت هستن که روز و شب بپرستنت

میای ما رو نگاه کنی؟

مایی که ۳۶۰ روزه سال یه بار یادت نمیکنیم!

مایی که تا میتونیم گناه میکنیم که حرصت دربیاد!

هه هه هه!

میدونی....

تو خدایی دیگه!

منم بنده ی نافرمان!

خوب؟!

پس نتیجه میگیریم که تو خدایی و من بنده ی نافرمان!

ببین

انقد بذا گریه کنم که کور شم...

خیلی حال میده....

یا مثلا

انقد بابام درد بکشه که احتمالا فقط دردش باقی بمونه از کل وجودش!

خوبش نکن

چه میدونم

شفاش نده ها ا

اینجوری میگن خداهم پارتی بازی کرد

:

بابام از درد گریه میکنه!

با مشت میزنه به دیوار!

منم گریه میکنم!

موهاشو ناز میکنم

دستشو بوس میکنم

میگم قشنگم خوب میشی

بذا خدا سرش خلوت شه

حق ویزیتتو که دادی؟()

میگم گلم گریه نکن

ولی بابا با تموم وجود درد میکشه!

:

بابا لعنت میکنه

میگه:

لعنت به همه ی آدمای حقه باز که  فقط پول درد کشیدن منو میخورن!

:

:

:

 

نامردا

ریدم به همتون

به زندگیتون

به کارایی که کردید تا درد بابا بیشتر شه و بعد پولشو کردید تو حلقتون!

حرومــــــــــــــــــــــــــــزاده ها!

پدر سگا!

نه

نسل اندر نسل سگید!

عوضیا

ک*ک* هاااااااااااااا

گدا گشنه های بدبخت!

که واسه پول درد بابای منو بیشتر میکنید!

ایشالا درد بابا مث یه سرطان گیر کنه تو گلوهای شما و انقد خفه شید که

جونتون از همه جاتون بزنه بیرون!

منم میخندم بهتون!

جر دادم همتونو مادر********...........................................!

:

:

من اعصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاب ندارم!

خفه شو لطفا!

وقتی نه درد کشیدن بابای خوشگلمو دیدی...

نه درد کشیدن و گریه ی منو!

خفه شو!

خفه!

خفـ ـ ـه!

آفرین بچه ی حرف گوش کن!

 

+ نیـ ــ ـاز×××
 

 

 

i'm not a girl

don't tell me what to believe

:

وقتی بیراهه میری!

تردید روی شونه هات سنگینی میکنه!

بازم میگم:

میدونی عزیزم........تو مثل یه هوس گمشده تو مسجدی!

 

 

 

+ نیـ ــ ـاز×××
ShiT!
 

مینویسه واسش:

......be to iman daram/midoonam ye rooz harf mizani

 

fek konam behtar bashe ke hame adama sar bezaran bemiran ta digaran beheshoon gir nadan/shadidan afsorde shodam,az daste ina....nemifahman,hichi ro

......

tanafor angiz shode in 2nya b to

.........

      مینویسن واسش:

pasti

....

khafe sho

........

nemikham chizi beshnavam

........

behet migam khafe sho

.........

mozakhraf nagoo

 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

لعنت به همتون!

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

تف به مرامت!عوضـــــی!

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

ر*** .....

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

لیاقتتون مرگــــــــه!

Image and video hosting by TinyPic

یه مشت آشغال ِ کثافت!

Image and video hosting by TinyPic

ابله هاااااااااااااا!

Image and video hosting by TinyPic

اینا قشنگیای دنیاس عزیزم!

شک نکن!Image and video hosting by TinyPic

چند ساعت بعد از پست این پست:::

میگم!

تا این دانلود شه برم وبگردی!

در حقیقت آشغالدونی گردی!

چندتا آدم حسابی هم پیدا میکنم!

ولی کامنتایی که واسشون میذارم میپره!همش میپره!

انقــــــــــــــــــــــــــــــــــد میپره!

:

در فکر گسترش روابط اجتماعی نباشم سنگینترم!

+ نیـ ــ ـاز×××
کاملا خصوصی...اصلا عمومی!
 

خسته از هوای متعفن اتوبوس و نگاه متعفن تر آدماش آروم آروم از پله ها میرم بالا...

سرمو برمیگردونم طرف در باز کلاس...

نمیدونم معلم مشترکمون چی گفته که داره می خنده...!

یهو منو می بینه و قیافش تغییر میکنه!

خنده تو صورتش گم میشه به سرعت نور!

مثل همیشه نگاه میکنه!

تو دلم میگم:با نگاه پاکت دنبال چی میگردی؟!

یکم دلخورم!

واسه همینم هست که سرمو با دلخوری برمیگردونم!

زود از جلو در میام اینور.....

یکی از بچه ها رو میبینم!

- به توام زنگ نزدن!؟کلاس یک ساعت دیرتر شروع میشه!

+(به شدت خورده تو ذوقم!)حتما مثل همیشه اشغال بوده!

در بسته ی کلاسشون باز میشه و معلم مشترک صدام میکنه

طوری وایمیسم که نبینه منو

میریم پایین

ولی حتی یه لحظه برنمیگردم که نگاهمو وصل کنم بهش

میام بالا

سنگینه نگاهش.....

معلم مشترک میره و درو میبنده....منم همزادمو باز نگاه نمیکنم!

باید یه چیزی بدم به معلم مشترکمون!

یکم این پا و اون پا میکنم پشت در کلاس....

نه!

میرم جلو آینه(که چی!؟)

باز میرم پشت در کلاس....

درو که باز کنی نگاهش می افته روت...

در میزنم....

تق تق تق ...

نمیشنون!

تق تق تق (محکمتر!)

بفرمایید...!

درو باز میکنم و ....

نگاش نمیکنم ولی باز با همون نگاه مخصوص براندازم میکنه....

انگار یه چیزی رو گم کرده و میخواد تو چشمای من پیداش کنه(اینو وقتی فهمیدم که از فاصله       

7 سانتی داشت تو چشمام نگاه میکرد!اون موقع یه خنده ی خاصی رو لبش بود...!)

به روی معلم مشترک لبخند میزنم!(لبخندامون شبیه همه!...همزادیم دیگه!)

من کتابو میگیرم طرف معلمو با همون لحن لوس و مخصوص به خودم میگم:مرسی!

+مشکلی که پیش نیومد؟!

- نه!(خودمو لوس نکنم خفه میشم!)

باز تشکر میکنم و درو بروی نگاهش میبندم!

صحنه های دیدارهای قبلی مون که همش تقریبا شبیه همه تو ذهنم بالا و پایین میپره!

صدای سیاوش قمیشی هم هی میاد تو گوشم!(چه ربطی داره!؟)*

1 ساعت علافی!

تا کلاسشون تموم شه!

هنوز چند مین مونده که خیلی مصلحت آمیز تشنه میشم!

تا میام بیرون میبینم که رو پله ها وایساده!پشت به من!داره معلوم نیست با کی ور ور

میکنه!بلند بلند!

صدای آرومش همیشه همینجوریه!!!!!!!!!!!!!!!

نمیخواستم ببینمش!

مصلحت آمیز تشنگیم رفع میشه!و میرم پیش بچه ها...!

کلاس که تموم میشه میان بیرون!

همیشه منتظرم وایمیسه و شیر برنجو حرص میده!

آخه شیربرنج هی با سر به همزادم اشاره میکنه که بریم!

ولی اون منتظر من وایمیسه!

خنده داره.....نه؟!

تو پیچ راه پله وایمیسه که نگاش کنم!من صندلی بدست درحالیکه به شدت دارم تشکر

 میکنم از کلاس مبتدیا میام بیرون و به همونجایی که پله ها میپیچن نگاه میکنم!

چرا هنوز نپیچیدی پس؟!

تو دلم میخندم!

ولی نگاهمو بی تفاوت نشون میدم!

چند ثانیه نمیشه که خط نگاهمونو که بهم گره خورده میشکنم!

میره دنبال دوست دختر شیربرنج و وارفته ش!

و من هنوز از بزدل بودنش بدم میاد و دلخورم!

یک ساله که فقط و فقط و فقط مث یه بچه ی مظلوم و بی دست و پا نگاه میکنه!

تو ذهنم مرور میکنم!

از اولین نگاهش تا آخریش!

از اولین بی اعتنایی من تا آخریش!

و تنها دلخوری کش اومدمو که یک ساله داره دور قلبم پیچ میخوره!

تا پامو میذارم تو کلاس فراموشش میکنم!

خوب بخاطر اینه که تو قلبم جای خاصی نداره!

...

از کلاس میام بیرون!

دیلاق عوضی واسم سوت میزنه!

برنمیگردم!

خیلی اذیتم میکنه!

از پله ها که دارم میام پایین یهو باز یادش می افتم!

ولی میدونی....

نه همزاد مظلوم و بچه صفتم

 نه دیلاق عوضی

و نه هیچ کس دیگه ایی هنوز نتونسته قلبمو از چنگ خاطرات تو دربیاره!

همیشه بیادتم و در اصل خودمو آزار میدم!

کی میخوام باور کنم که تو رفتی...

باز صدای.....

....تو نیستی و وجودمو گرفته.......شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

خودت دادی این آهنگو بهم!

میخوام برم از پل هوایی بالا که چشمم می افته به ت ل ف ن!

به خودم میگم :وقتی شماره ی آشنا رو جواب نمیده شماره های ناآشنا رو هم جواب

نمیده که صداتو نشنوه!

خودمم ترجیح میدم که صداتو نشنوم!

ولی من به مقدار فراوان کــــــــــــــــــــرم دارم!

کارت تلفن رو که میذارم مینویسه... 0 ریال!

درش میارم  و میذارم تو کیفم!

مث یه یادگاریه!

میرم طرف پل هوایی!

چند دقیقه بعد اونور خیابونم!

باد تو گوشم میگه!:

نفس بکش ....... نفس بکش.........اینجا نفس غنیمته!

عادت کردم به اینکه تو نفسم باشی!

تو چشمای باد نگاه میکنم!

نمیخوام نفس بکشم!یعنی اکسیژن ندارم!

تو اتوبوس!باد میخوره به صورتم!آرزو میکنم که به صورت تو هم خورده باشه!

هوا خیلی گرمه!ولی من یخ زدم!در واقع قلبم یخ زده!

خوب اینو میدونی که قلب به همه جا خون میفرسته!

در مورد من میشه گفت خون یخ زده!

یکی تو مغزم میگه:

وقتی که حرفای دلم!....جا میگیرن تو یه آه!

نمیتونم آه بکشم!

در نتیجه حرفای دلم همونجا میمونن و یه روز بالاخره خفه م میکنن!

یه حسی دو تا دستشو گذاشته رو گردنم و هی فشار میده!

رنگم کبود شده!

رنگ لبای کبود تنهایی!

ولی نمیدونم چرا خفه نمیشم!

ولی انگار هدفش مرگ من نیست!

میخواد بغض سرکوب شده م نشکنه و من اسیر رنگ کبود بمونم!

:

هنوز رنگ سفیدو ترجیح میدم!

رنگ دستاتو!

:

نمیدونم چطوری میرسم نزدیک خونه!

یه دختره نمیذاره از پیاده رو رد شم!

هی میاد جلوم!

نگاه میکنم!

مریم عوضی داره بروم لبخند میزنه!

ازش خوشم نمیاد ولی یه جورایی مجبورم!

تو دلم کلی فحش بد میدم!

80% شکستن من تقصیر این آشغاله کثافته *******!

وایمیسم!

فضول!

-چه خبر از ***** تون!؟

+هیچی!

-اومد؟!

+اوهوم

-کجا بود؟!

+(توضیح میدم نصفه و نیمه!)

- خوب؟!حالا چی؟!

+ *****

×دستمو میگیره!×

-دستت چی شده؟!

+هیچی!

- چرا انگشتر انداختی!؟خبریه؟!

+نه!همیشه میندازم

×انگار یادش می افته از وقتی باهم بودیم مینداختمش×

××هیچی نمیگه!××

...یکم چرت میگه و دست از سرم برمیداره!

میام خونه!

کارت تلفنو در میارم میذارم پیش سی دی و عکساتو خاطره هامون و دفترت!

میگم!

عسل *****.....عسل گیسو.....عسل چشم!

سیاوش قمیشی میگه!:

منو بشناس که همیشه

نقش غصه م روی شیشه

من خشکیده درخته

توی  بطن باغ و بیشه

جاده های بی سوارو

سال گنگ بی بهارو

تو ندیدی به پشیزی

نگرفتی دل ما رو....

**تو که انقد سیاوش قمیشی گوش میدی اینارو نمیشنوی؟!**

 

0- وقتی فهمیدم شیر برنج به همزاد پیشنهاد دوستی داده فقط لبخند زدم!

۲-*وقتی صدای سیاوش قمیشی تو گوشم میپیچه بدون اینکه چیزی بخونه شک میکنم

   به اینکه...سیاوش بود؟!محسن چاووشی بود؟!فرخ بود؟!

۴-تا ابد خواهم سوخت!

   :

  نفرین کردنت حرف نداره.....

۶-بیش از هشت میلیون پست تو سایت بلاگفا!

   :

   تو اخبارشون یه همچین چیزی دارن!

   یعنی نمیدونن بیش از هشت میلیون پست بیخود دارن؟!

   دقیقا مثل همینی که تو داشتی میخوندیش!

۸-کاشکی میشد بگم...

۱۰-حتما لازم نیست این اتفاقا افتاده باشه...!(یعنی افتاده؟!)

۱۲-خودم میدونم که قالبم آخرشه......چون شادمهر آخرشه!!!

 

+ نیـ ــ ـاز×××
من بی رحم نیستم(2)
 

بی شماره ی چسبانده شده به بی شماره های پست قبل...:

بعضی وقتا حس میکنی حوصله ی هیچکسو نداری...

نمیخوای حرف بزنی

یا اینکه دلت میخواد سربه سر دوستات بذاری

از اونایی که خیلی دوسشون داری هم دوری میکنی...

یا اونایی که ازشون متنفری(ها؟!)

:

نیاز جون درک کن که ممکنه بعضیا همین حسو نسبت به تو پیدا کنن!

:

بنابراین

از همه ی دوستانی که درجهت بالا بردن قوه درکم سعی میکنن یه مدت غیب شن

کمال تشکر را دارا میباشیم!

(حالت تهوع دست داده بهت؟!........پس درکم میکنی)

 

:شروع مطلب جدید:

 

با خودم فک میکردم که تو این سه تا آپارتمان(مال ما و دوتا کناریاش) چرا خیلی وقته

هیچکس سرشو نمیذاره زمین...

مستجاب الدعوه(اینجوریه؟!) شدم؟!

:

یه پسر جوون که اسمش انگار ابراهیم اصغری بود

مردید

کلی پارچه مشکی و اعلامیه و از این قرتی بازیا زده بودن به در و دیوار

:

از مرگش حس خاصی بهم دست نداد

(فقط از اینکه یه نفر نفس راحت کشید و از این بیشتر اکسیژن هدر نکرد خوشحال شدم!)

 ازدست دادن با غریبه ها بدم میاد

شاید دستشون کثیف باشه

پس چرا بهت دست دادم غریبه؟!دستات پر از لجن بی وفایی بود....

:

:

غریبه؟!

- هوم؟!

میدونستی گند زدی به سرنوشتم؟!

- اشکالی داره؟!

نه خوب چون قراره تو همین گنداب خاطرات بوی مشمئز کننده ی فراموشی رو بگیری!

-گنداب خاطراتت واسه من مرداب دیوونه ی روانی!(اینجا خیلی بد خندید!)

:

+ نیـ ــ ـاز×××
من هم ب؟س؟ت؟ر 3 تنهایی!

 

Image and video hosting by TinyPic

 

احساسات متضاد تو ذهنم بالا و پایین میپرن...

سرم درد میکنه...

بعضی وقتا حس میکنم باید بزنم تو گوش تنهایی!

بعضی وقتا دلم میخواد تحقیرش کنم!بسوزونمش!

آتیش بگیره و بخندم!

بمیره و بمیرم و جشن بگیرم!

بعضی وقتا دوس دارم تنهایی رو برونم!ولش کنم!خیانت کنم بهش و بی وفایی!

برم با یه آدم(!) دیگه و تنهایی رو با تنهایی هاش تنها بذارم!

دوس دارم(داشتم؟!؟) تو با دستای مهربونت خفه ش کنی!

ولی از تضاد....

گاهی وقتا دلم میخواد دست تنهایی رو بگیرم تو دستم و شاید از علاقه بیش از حد!

ببوسمش!

گاهی وقتا میخوام بغلش کنم و سرمو بذارم رو شونه ش بذارم و نفسهای داغ و احتمالا

شیطانیش به موهام بخوره و اشکای بی ناموسم شونه شو خیس کنه!

گاهی وقتا دوس دارم سر یه میز باهاش پیتزا بخورم!

گاهی وقتا باهم سایه به سایه شیم!

بعضی وقتا همسایه!

گاهی وقتا دوس دارم بی هدف باهاش بخندم!گریه کنم و نگام کنه!قهر کنم و التماس کنه!

گاهی وقتا دوس دارم شوخی کنیم!

دوس دارم همیشه پیشم باشه!

دوس دارم دوسش داشته باشم...

باهاش برقصم!

برقصم و برقصم و برقصم!

احتمالا با آهنگ "سلام تنهایی" فرخ...!

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

PaNeveShT

بی شماره ی ۱ : تو بلاگت از سانسور استفاده میکنی!

                        خیلی مضحکه!نه؟!

بی شماره ی ۲ : کاش نمــــــــــی پرسیدی........!

بی شماره ی ۳ : میگفت:آدما از اونی که نشون میدن بدبخت ترن!

                        نشد بپرسم که...دیدی آدما جز تظاهر کار دیگه ایی هم بکنن؟!

بی شماره ی ۴ : بابا ی روشنفکرم گفت:دیگه علم همه مشکلاتو حل کرده!

                        بابا اگه بی وفایی می دیدی بازم این حرفو میزدی؟!

بی شماره ی ۵ : می خندی اگه بگم دارم بهت میخندم!

                        می خندی اگه بگم واست گریه میکنم!

                        چی بگم که نخندی؟!

بی شماره ی ۶ : ۱

                        ۲

                        ۳

                        من اینجام!

                        ۴

 

+ نیـ ــ ـاز×××
هر هر هر:دی
 

 

من اومدما

انقد از اونیکی بلاگم بدم میمومد!

نکه هووی این یکی بود!

میگن همیشه مرد زن اولشو ترجیح میده!

منم نتونستم تحملش کنم با اون اخلاقای گندش!

اصلا هرچی مینوشتم حس میکردم خیلی مسخره شده!

اصلا بذارید ماجرا رو توضیح بدم!

:

:

این بلاگ کم مونده بود توسط گروهکهای منافقین و عوامل دست نشانده هک بشه!

منم انقد ترسیده بودم که مث درخت چنار میلرزیدم و هکرهای سراسر جهانو نفرین میکردم و

 فوت میکردم(به تمام جهات اعم از شمال جنوبی و غرب شرقی!)

بعد تصمیم گرفتم حال اینایی که چشم ندارن ببینن من درجهت حفظ نظام جمهوری اسلامی و حمایت

از حکومت حاکم(یعنی چی؟!) مینویسم رو بگیرم ، بنابراین اسلحه بدست و جان در کف یه بلاگ

منسجم و اسلامی و مطابق با شئونات که از ورود خانمهای بدحجاب هم جلوگیری میشد!سازیدم!

(بلاگ مسخره ی بی مزه!)

مدتی بعد

بعد از مدتی هکرها که پست پایین پایینی رو خونده بودن، پس از تفکر در رفتار شجاعانه و

جان در کفانه و اسلحه بدستانه من(!) توبـــــــــــــــــــــه میکنن به درگاه خداوند تبارک و تعالی و

میان به دست و پام می افتن که بذار تو رکاب تو به خدمت نظام و آش خوری در بیایم!

منم که دیدم اینا خیلی پشیمونن و عرق به پیشانی نشسته و سرخ و سفید و نارنجی و سبز

استفراغی شدن()!

گفتم بذا واسه توشه ی آخرتمم که شده 4 تا سرباز به سربازای میهن اسلامی اضافه کنم!

بنابرایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فعلا گذاشتمشون کف بلاگ عزیزمو تی(طی؟!)بکشن تا ببینم بعدا چیکار کنم در حقشون تا دیگه

این افکار پست و شیطانی که بخوان منو از میدان به در کنن تو مخشون وول نخوره!

آره دیگه!

راستی اگه خواستین قصه ی فداکاریهای منو جایی تعریف کنید خودتون یکم روغن داغشو زیاد کنید و

همش بهم افتخار کنید و از زندگی تو این مملکت خرسند شید و احساس امنیت بنمایانید!

با تشکر

سردار نیاز کلوزه

......................

اینو که نوشتم عجله داشتم:(خطم خیلی خوفه هااااااااااااا)

 

 Image and video hosting by TinyPic

 

+ نیـ ــ ـاز×××